أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
94
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
قاعدهاى شود كه بر اساس آن ، افتخارات به قبيلهاى جز فرزندان پدرش مىرسد . رسول صلى الله عليه و آله در ميان قومى مبعوث گشت كه مبانى آنان چنين بود و چندان آنها را باور داشت كه يك عابد معتقداتش را . كار رسول صلى الله عليه و آله تنها مقابلهء با بتپرستى و كارهاى عبادى نادرست آنان نبود ، بلكه مهم روبهرو شدن با اين قبيل ارزشهاى اخلاقى بود كه جامعه بر محور آن شكل گرفته بود و طالب وحدت و تمركزى نبود كه مىتوانست چهارچوب قبيلهاى را در هم ريزد . رسول صلى الله عليه و آله از ميان بنى هاشم مبعوث شد . در اين صورت چگونه بنى اميه و بنى سهم و بنو عدى و بنو زهره و نبو تيم و بنومخزوم وبنواسد و ديگر تيرههاى قريش و قبايل كنانهاى مىتوانستند تسليم او شوند ؟ اين تسليم شدن در عرف آنان نوعى اهانت به كيان تيرهها و برجستگان بود . اين تسليم ، آنان را تسليم دعوتى مىكرد كه تنها افتخار را براى بنوهاشم ثبت مىكرد . پس چرا نبايد مقاومت مىكردند ؟ چرا اين قبيل ارزشهاى اخلاقىِ فاسد ، نبايد با آنچه مانند اسلام ، با عرفش سازگار نيست به معارضه برخيزد ، و چرا نبايد برابر دعوت اسلامى و حق ، استكبار ورزد ، آن هم به هدف پاسدارى از كيان تيره و قبيله و مقابله با دشمنى كه فرداى آن روز آنان را چنان در كوره ذوب مىكند كه ميراث پدران خويش را فراموش كرده ، تمامى معارف گذشته را از ميان مىبرد . رسول صلى الله عليه و آله دعوت خود را در چنين تنگنايى آغاز كرد و به خاطر همين انگيزهها بود كه آن نبردها و درگيرىها كه شرحش در كتابهاى سيره آمده ، برآمد ؛ درگيرىهايى كه محصول تعصّب و حزب گرايى طايفهاى ، قبيلهاى و تيرهاى است . رسول صلى الله عليه و آله اين دشوارىها را چندان تحمّل كرد كه يك فرد صاحب عقيدهء راسخ تحمل مىكند . نخستين كسانى كه در مكه دعوتش را اجابت كردند ، كسانى بودند كه عقلشان بر ميراث موجود مىچربيد و جان آنان را چندان بالا آورده بود كه حاضر به ايستادن در برابر چراغ روشن حق نبودند . البته اين چهرهها اندكند و تاريخ ، شمار كمى از آنان را مىشناسد . بنابراين شگفت نيست اگر ببينيم نخستين اطرافيانش تعدادى انگشت شمار بودند . دين تازه با تعاليم تازه رخ مىنمايد ؛ اين دين به وحدت فرا مىخواند و دستور